کالیبراسیون حرارتی چیست و چرا سازندگان MCB و MCCB به آن نیاز دارند؟
در یک کارخانه مدارشکن، لحظهای که تعیین میکند آیا یک MCB تمام شده ایمن است یا ضایعات، thermal calibration. این مرحلهای است که عنصر بیمتال داخل هر مدارشکن برش داده شده و تأیید میشود تا دستگاه در بازه زمانی دقیق مورد نیاز استاندارد قطع کند — نه یک ثانیه زودتر، نه یک ثانیه دیرتر. خریداران اغلب این مرحله را تست تأخیر مینامند، زیرا آنچه واقعاً اندازهگیری میشود چقدر طول میکشد تا یک مدارشکن در جریان اضافه بار مشخص قطع کند. برای تولیدکنندگان MCB، MCCB و RCBO که به بازارهایی صادر میکنند که نیازمند تطابق با IEC هستند، درست انجام دادن این مرحله تفاوت بین محصولی است که از مدار محافظت میکند و محصولی که در ممیزی رد میشود. این مقاله توضیح میدهد که کالیبراسیون حرارتی MCB در واقع چیست، چگونه تست تأخیر به تأیید طولانیمدت و کوتاهمدت تقسیم میشود، چرا منحنیهای B، C و D معیارهای قبولی متفاوتی تحت IEC 60898-1 دارند، و چه تجهیزاتی این فرآیند را در خط تولید مدرن اجرا میکنند.
توسط هوانگ شیاولی | بنلونگ اتوماسیون

کالیبراسیون حرارتی در تولید مدارشکن چیست؟
تکنیک قطع حرارتی-مغناطیسی تقریباً توسط همه مدارشکنهای ولتاژ پایین به کار گرفته میشود. وضعیت اضافه بار با استفاده از نوار بیمتال که از دو فلز با نرخهای انبساط حرارتی متفاوت کنار هم قرار گرفتهاند، کنترل میشود. بنابراین وقتی جریان از حد مشخص شده فراتر میرود، نوار گرم شده و به سمت فلزی که با سرعت کمتری منبسط میشود خم میشود. خم شدن مناسب باعث میشود نوار قفل قطع را رها کند. پس از اضافه بار، هرچه جریان بالاتر باشد، گرمکننده سریعتر عمل کرده و در نتیجه قطع سریعتر اتفاق میافتد. این ویژگی دستگاه ثابت میکند که کالیبراسیون حرارتی کل فرآیند ساخت مدارشکنها است که شامل تنظیم نوار بیمتال میشود، که یا خم میشود و در این صورت پیچ تنظیم میشود یا اتصال قطع حرکت داده میشود تا زمان قطع در بازه تعیین شده توسط استاندارد فعلی برای هر جریان آزمایشی قرار گیرد.
اهمیت آن قابل اغراق نیست، زیرا اجازه میدهد تا اصطلاحاتی که به راحتی اشتباه گرفته میشوند، تفکیک شوند. کالیبراسیون به معنای تنظیم مکانیزم برای رسیدن به بازه هدف یا تأیید رسیدن به آن نقطه است. در واقعیت، این دو فرآیند همزمان اتفاق میافتند، زیرا اپراتور جریان را تزریق کرده و زمان را اندازهگیری میکند قبل از اینکه نوار را برای بازبینی واحد تنظیم کند، چرا که یک واقعیت مهم که باید به خاطر سپرد این است که خواص مکانیکی و مواد برای هر بیمتال متفاوت است که منجر به ضرورت کالیبراسیون فردی در وهله اول میشود. دستگاه معیوبی که الزامات کالیبراسیون را برآورده نکند ممکن است در حالت عادی عملیات قطع کند یا بدتر از آن، در هنگام اضافه بار گیر کند.
بنابراین، دو ویژگی در این فرآیند در نظر گرفته میشود — دقت و تکرارپذیری خروجی. یک جزئیات مهم این است که اگر مشکلی در تجهیزات وجود داشته باشد، اپراتورها قادر خواهند بود تریپ را از شروع سرد بررسی کنند. دامنه تنظیمات نسبتاً سختگیرانه است، معمولاً چند درصد در جریان تریپ، که به این معنی است که دامنه خطا برای میز آزمایش باید بسیار کمتر از دستگاه کالیبراسیون باشد. این نیاز به تجهیزات کالیبراسیون قابل اعتماد را برای اطمینان از عملکرد کارآمد دستگاه توضیح میدهد.
دو عملکرد تریپ پشت هر تست تأخیر
برای درک اینکه چرا تست تأخیر به دو بخش تقسیم شده است، باید بفهمیم که دو ویژگی حفاظتی مستقل در مدارشکن وجود دارد. حفاظت حرارتی، یا حفاظت اضافه بار، از نوار بیمتال ناشی میشود که به آرامی واکنش نشان میدهد، از چند ثانیه تا چند ساعت، بنابراین بخش زمان طولانی در منحنی تریپ را تشکیل میدهد. این همان است که توسط ویژگی حرارتی تنظیم میشود. حفاظت مغناطیسی یا حفاظت در برابر اتصال کوتاه از الکترومغناطیس یا سلونوئید ناشی میشود که با سرعت میلیثانیه به جریان خطای بالا پاسخ میدهد، بنابراین بخش زمان کوتاه یا فوری منحنی را تشکیل میدهد.
اگر به نمودار لگاریتمی زمان-جریان که توسط هر تولیدکننده منتشر شده نگاه کنیم، میبینیم که ناحیه حرارتی مربوط به بخش شیبدار بالایی منحنی است در حالی که ناحیه مغناطیسی مربوط به بخش پایینی تقریباً عمودی است. در عمل تولید، این دو ویژگی با جریانهای مختلف، تلرانسهای زمانی متفاوت و گاهی اوقات میزهای آزمایش متفاوت آزمایش میشوند. اینجا جایی است که تقسیمبندی تأخیر طولانی در مقابل تأخیر کوتاه ناشی میشود: ویژگی تأخیر طولانی بیمتال حرارتی را آزمایش میکند و تأخیر کوتاه یا فوری سیمپیچ مغناطیسی را آزمایش میکند. بنابراین، بسیار مهم است که این دو نوع را جدا نگه داریم.
آزمایش تأخیر طولانی: هسته کالیبراسیون حرارتی
آزمایش تأخیر طولانی قلب کالیبراسیون حرارتی مدارشکن. است. این فعالسازی بیمتال را در زمان مناسب تحت جریانهای اضافه بار مشخص تأیید میکند. مطابق با استاندارد IEC 60898-1، تمام آزمایشها باید در شرایط دمای هوا +30 درجه سانتیگراد و از نقطه شروع سرد انجام شوند؛ ویژگیهای جریان برای سه نقطه اضافه بار نشان داده شده است که برای تمام منحنیهای B، C و D یکسان باقی میمانند.
| جریان تست | الزامات | زمان معمولی |
|---|---|---|
| 13 × In (جریان غیرتریپ معمولی) | نباید در زمان معمولی تریپ کند | ≥ 1 ساعت (In ≤ 63 آمپر)؛ ≥ 2 ساعت (In > 63 آمپر) |
| 45 × In (جریان تریپ معمولی) | باید در زمان معمولی تریپ کند | < 1 ساعت (In ≤ 63 آمپر)؛ 63 آمپر) |
| 55 × In | باید در بازه اعلام شده تریپ کند | 1 ثانیه تا 60 ثانیه (In ≤ 32 آمپر)؛ 1 ثانیه تا 120 ثانیه (In > 32 آمپر) |
جفت 1.13 × و 1.45 × محدوده عملکرد بار اضافی قابل قبول کلید مدار را تعیین میکند؛ در حالی که کلید مدار باید بتواند بار اضافی کمی بیش از 13% را بدون قطع اشتباه تحمل کند، باید قادر باشد حتی بار اضافی 45% را به صورت معمول قطع کند. این عوامل موقعیت منحنی حرارتی را روی نمودار تعریف میکنند. تنها دلیلی که زمان سنتی پس از 63 آمپر از یک ساعت به دو ساعت تغییر میکند این است که کلیدهای مدار بزرگتر که کنتاکتهای بزرگتری دارند، ظرفیت حرارتی بسیار بیشتری دارند و زمان بیشتری طول میکشد تا پایدار شوند.
در مورد تولید، نقطه 2.55 × In عملاً برای کالیبره کردن کلید مدار استفاده میشود زیرا اجازه میدهد زمان قطع را به ثانیه اندازهگیری کنیم، برخلاف ساعت که در اندازهگیریهای سنتی به دست میآید. بنابراین، مقدار مشخصی از جریان میتواند از کلید مدار عبور کند در حالی که زمان قطع اندازهگیری میشود تا این زمان با استفاده از سروو یا اپراتور تنظیم شود. اندازهگیریهای زمانبرتر که با استفاده از نقاط 1.13 × و 1.45 × انجام میشوند، نتایج به دست آمده را پشتیبانی میکنند.
بنلونگ تجهیزات دقیقا برای این مرحله میسازد. میز کالیبراسیون حرارتی بلندمدت MCB آزمایش بار اضافی را مطابق با IEC 60898-1 در ایستگاههای متعدد با منبع جریان با پایداری بالا اجرا میکند، در حالی که نیمهخودکار میز کالیبراسیون قطع حرارتی نوع A و همتای کارتمحور آن نوع B کالیبراسیون بار اضافی برنامهپذیر را با تغییر سریع بین خانوادههای MCB انجام میدهند. برای MCCBهایی که تحت استاندارد IEC 60947-2 هستند، نقاط مرجع تغییر میکنند — جریان غیر قطع معمولی به 1.05 × In و جریان قطع معمولی به 1.3 × In تبدیل میشود — اما اصل کالیبراسیون بدون تغییر باقی میماند.
آزمایش تأخیر کوتاهمدت و آنی: تفاوتهای B، C و D
بخش دوم آزمایش تأخیر، عنصر مغناطیسی یا پاسخ اتصال کوتاه را ارزیابی میکند. این همان چیزی است که مشتریان اغلب به آن تأخیر کوتاهمدت یا آزمایش تأخیر زمانی میگویند و جایی است که منحنیهای B، C و D شروع به رفتار متفاوت میکنند. سطحی که قطع مغناطیسی رخ میدهد توسط مقدار جریان نامی مورد نیاز برای قطع کلید طبق قرارداد آنی 0.1 ثانیه تعریف میشود. ضریب پایینتر مربوط به نوع منحنی نشاندهنده جریانی است که کلید باید همچنان در سرویس باقی بماند و ضریب بالاتر نشاندهنده جایی است که کلید باید قطع کند.
| نوع منحنی | نباید در 0.1 ثانیه در | باید در 0.1 ثانیه در | کاربرد معمول |
|---|---|---|---|
| نوع B | ۳ × این | ۵ × این | بارهای مقاومتی، کابلهای بلند، روشنایی |
| نوع C | ۵ × این | ۱۰ × این | پریزهای عمومی، موتورهای کوچک، بارهای ترکیبی |
| نوع D | ۱۰ × این | ۲۰ × این | بارهای جریان هجومی بالا: ترانسفورماتورها، موتورهای بزرگ |
آزمایش در دو مرحله برای هر نوع منحنی انجام میشود. ابتدا یک آزمایش نگهداری تأیید میکند که قطعکننده مدار در 0.1 ثانیه در چند برابر پایینتر — 3 × In برای B، 5 × In برای C، 10 × In برای D قطع نمیشود. سپس یک آزمایش قطع تأیید میکند که در 0.1 ثانیه در چند برابر بالاتر — به ترتیب 5، 10 و 20 × In قطع میشود. یک قطعکننده نوع C با جریان 16 آمپر را در نظر بگیرید: باید بدون قطع فوری، جریان 80 آمپر (5 ×) را تحمل کند، اما باید تقریباً بلافاصله در 160 آمپر (10 ×) باز شود. همان قطعکننده 16 آمپر در نوع B با جریان 80 آمپر فوراً قطع میشود، و در نوع D تا 320 آمپر را قبل از عمل کردن آهنربا تحمل میکند. این گستردگی دقیقاً دلیل انتخاب منحنی برای کنترل تحمل جریان هجومی و هماهنگی پاییندستی است: منحنی D از افزایش لحظهای جریان موتور یا ترانسفورماتوری که باعث قطع مزاحم منحنی B میشود، عبور میکند.
یک نکته برای هر کسی که مشخصات آزمایش را مینویسد، شایسته تأکید است. معیارهای قبولی که بین B، C و D تغییر میکنند مربوط به قطع مغناطیسی (فوری) است، نه قطع اضافهبار حرارتی.. سمت بیمتال، کالیبراسیون حرارتی واقعی، برای هر سه منحنی یکسان است. و در یک MCB این پاسخ کوتاهمدت مدار کوتاه فوری است نه واقعاً با تأخیر؛ عبارت تأخیر کوتاهمدت به طور غیررسمی در کارگاه استفاده میشود. یک باند تأخیر کوتاهمدت واقعی و عمدی فقط در MCCBهای با واحدهای قطع قابل تنظیم ظاهر میشود که در ادامه پوشش داده میشود. برای بررسی مغناطیسی MCB و MCCBهای کوچک، دستگاه Benlong میز تست تریپ مغناطیسی دستی MCCB به طور خاص ساخته شده است، با منبع جریان برنامهریزی شده 5–10 × In و زمانبندی در سطح میلیثانیه برای قضاوت واضح قبولی/رد.

استانداردهای مربوطه: IEC 60898-1، 60947-2، و 61009
معیارهای قبولی مناسب بستگی به استانداردی دارد که محصول بر اساس آن گواهی شده است، و استفاده نادرست خطر واقعی از نظر ریسکها ایجاد میکند. MCBهایی که در مصارف خانگی و محیطهای مشابه استفاده میشوند، استاندارد IEC 60898-1 را اعمال میکنند که طبقهبندیهای B، C، D را مشخص میکند. استاندارد IEC 60947-2 استفاده از MCCBها و قطعکنندههای مدار صنعتی را تنظیم میکند، بنابراین جریانهای معمول آن (1.05 × و 1.3 × In) و ویژگیهای انعطافپذیرتری دارد. استاندارد IEC 61009-1 استفاده از RCBOها یا قطعکنندههای جریان نشتی را تنظیم میکند که علاوه بر آزمونهای جریان نشتی، باید همان آزمونهای حرارتی و مغناطیسی MCBها را نیز پشت سر بگذارند. یک کلید ممکن است بر اساس هر دو استاندارد گواهی شود، اما مرجع دما ممکن است بسته به استانداردهای استفاده شده متفاوت تنظیم شود.
دمای مرجع یکی از عوامل است. طبق IEC 60898-1، کالیبراسیون در 30 درجه سانتیگراد انجام میشود، در حالی که دستگاههای مطابق با IEC 60947-2 در 40 درجه سانتیگراد آزمایش میشوند. در عین حال، یک دستگاه یکسان میتواند با سطوح دمایی دیگر برای هر یک از استانداردهای ذکر شده آزمایش شود. دمای مرجع همچنین بر جدول کاهش ظرفیت مصرفکنندگان تأثیر میگذارد، بنابراین اگر قطعکننده با مرجع نادرست آزمایش شده باشد، ممکن است پس از گذراندن آزمونهای استاندارد شکست بخورد. بنابراین، تثبیت دما در هنگام آزمایش نه تنها یک رسم آزمایشگاهی بلکه یک الزام کیفیت قطعی است.
کالیبراسیون حرارتی MCCB و باندهای تأخیر LSI(G)
کلیدهای مدار قالبگیری شده یک لایه پیچیدگی اضافه میکنند. MCCBهای حرارتی-مغناطیسی کوچکتر تقریباً مانند MCBها کالیبره میشوند، با تراشیدن یک عنصر بیمتال برای باند اضافهبار و تأیید سلونوئید برای قطع جریان کوتاهمدت. اما بسیاری از MCCBهای مدرن از واحدهای قطع الکترونیکی استفاده میکنند، و در اینجا کالیبراسیون حرارتی MCCB تبدیل به مسئله تنظیم و تأیید پارامترهای حفاظتی برنامهپذیر میشود تا خم کردن فلز. این واحدهای قطع معمولاً با طرح LSI یا LSIG توصیف میشوند، و هر حرف یک باند حفاظتی قابل تنظیم جداگانه است:
- L، تأخیر طولانیمدت: عملکرد اضافهبار، معادل عنصر حرارتی، با جریان برداشت و تأخیر زمانی قابل تنظیم که رفتار اضافهبار معکوس-زمانی را تعریف میکند.
- S، تأخیر کوتاهمدت: تأخیر واقعی و عمدی در جریانهای خطای متوسط، استفاده میشود تا کلید پاییندستی بتواند ابتدا خطا را پاک کند و انتخابپذیری را حفظ کند. این باند تأخیر کوتاهمدت واقعی است که MCBها به سادگی ندارند.
- I، آنی: قطع فوری بالاتر از آستانه بالا بدون تأخیر عمدی، برای مدارهای کوتاهمدت شدید.
- G، خطای زمین: حفاظت اختیاری خطای زمین در واحدهای چهار پل و با مشخصات بالاتر.
برای یک MCCB الکترونیکی، تست تأخیر تأیید میکند که هر باند در تنظیمات برنامهریزی شده خود در محدوده تحمل قطع میکند، با تزریق جریان در آستانههای L، S و I به ترتیب و زمانبندی پاسخ. برای یک MCCB حرارتی-مغناطیسی، به طور مستقیم بیمتال و سلونوئید را تأیید میکند، دقیقاً مانند MCB اما با جریانهای بالاتر و قابهای بزرگتر. به هر حال، تجهیزات باید جریانهای آزمایشی بسیار بالاتری نسبت به میز MCB تأمین کنند. MCCB Laboratory Integrated Testing bench دستگاه Benlong برای اجرای تست قطع مغناطیسی، کالیبراسیون حرارتی و کالیبراسیون حرارتی طولانیمدت در یک ایستگاه طراحی شده است، که هم برای آزمایشگاه تحقیق و توسعه و هم اتاق تست نوع مناسب است.
نحوه انجام کالیبراسیون حرارتی در خط تولید
یک گردش کار کالیبراسیون قطع حرارتی معمولی در خط MCB مدرن از یک توالی قابل تکرار عبور میکند. جریان اضافهبار کنترلشده، معمولاً در 2.55 × In، از طریق کلید تحت آزمایش با استفاده از منبع تثبیتشده با اعوجاج هارمونیکی کم اعمال میشود، زیرا شکل موج تحریفشده گرمایش را تغییر داده و خوانش را منحرف میکند. یک تایمر با وضوح بالا لحظه دقیق باز شدن کلید را ثبت میکند، معمولاً تا کسری از درصد خوانش. اگر زمان قطع خارج از بازه باشد، بیمتال خم میشود یا پیچ تنظیم آن توسط اپراتور در میز نیمهخودکار یا توسط سر سروو در سلول کاملاً خودکار تنظیم میشود. سپس واحد از حالت سرد دوباره آزمایش میشود و نتیجه قبول/رد و زمان قطع ثبت میشود، که اغلب از طریق USB صادر یا به MES برای ردیابی کامل ارسال میشود. در تمام مدت، چون استاندارد دمای 30 درجه سانتیگراد را مرجع قرار میدهد، دمای منطقه آزمایش کنترل و جبران میشود؛; کالیبراسیون در دمای محیط نادرست یکی از رایجترین علل خطاهای زمان قطع در میدان است..
خودکارسازی این توالی در سه جنبه سودمند است: ثبات، زیرا یک سروو تنظیمات را با تکرارپذیری بیشتری نسبت به دست انجام میدهد؛ سرعت، زیرا ایستگاههای موازی آزمایشهای طولانی سنتی را جذب میکنند؛ و قابلیت ردیابی، زیرا دادههای هر واحد ثبت میشود به جای اینکه به صورت نقطهای بررسی شود. محصولات با مشخصات بالاتر اغلب روی 100% واحد کالیبره میشوند، در حالی که MCBهای کالا ممکن است از یک برنامه نمونهبرداری تعریف شده پیروی کنند. کیفیت در مراحل اولیه نیز اهمیت دارد — مجموعه بیمتال باید به طور مداوم ساخته شود قبل از اینکه بتوان آن را کالیبره کرد، به همین دلیل بنلونگ همچنین تامین میکند خط جوش اتوماتیک تنظیم کننده تریپ حرارتی MCB برای تولید زیرمجموعه ترمیک تریپ با کیفیت جوش تکرارپذیر. ورود قطعات یکنواخت به کالیبراسیون به معنای کاهش تعداد واحدهایی است که از محدوده خارج میشوند و کاهش کار مجدد در مراحل بعدی.
منبع جریان خود قهرمان خاموش کل این مرحله است. چون بیمتال به گرما واکنش نشان میدهد، زمان تریپ به جریان RMS واقعی و کیفیت شکل موج آن بستگی دارد، نه فقط به نقطه تنظیم اسمی. منبعی که تحت بار افت میکند، با گرم شدن قطعات خود تغییر میکند یا اعوجاج هارمونیکی قابل توجهی دارد، نوار را به گونهای متفاوت از موج سینوسی تمیزی که استاندارد فرض میکند گرم میکند و هر واحدی که بر اساس آن کالیبره شود این خطا را به ارث میبرد. به همین دلیل یک منبع جریان پایدار با حلقه بسته و اعوجاج هارمونیکی کل پایین، همراه با تماسهای آزمایشی محکم و با مقاومت کم، بیشتر از هر عامل منفرد دیگری در میز آزمایش به افزایش بازده کمک میکند.
چرا شکستهای تأخیر تست QA در مدارشکنها رخ میدهد
حتی اگر طراحی خوبی داشته باشد، یک مدارشکن ممکن است رد شود اگر فرآیند تولید آن تغییر کرده باشد. رایجترین دلایل عدم قبولی مدارشکن در تست تأخیر شامل دمای محیط بالا که از دمای مرجع 30 درجه سانتیگراد منحرف میشود و باند حرارتی کلی را به چپ یا راست منتقل میکند؛ جریان ناپایدار که مقدار حرارت تأمین شده به بیمتال را تغییر میدهد؛ مقاومت نامناسب در ترمینالها که حرارت اضافی ایجاد میکند؛ زمان استقرار ناکافی بین تستها که باعث میشود بیمتال حرارت باقیمانده را حفظ کند؛ کارت منحنی یا برنامه نادرست اعمال شده؛ و تغییر مکان مکانیکی پس از کالیبراسیون که باعث پراکندگی زیاد بین تستهای متوالی میشود. بیشتر این مشکلات ناشی از مشکلات کنترل است و میتوان آنها را حذف کرد اگر میز تولید جریان پایدار، جبران دمای عالی و سیستم ضبط داده خودکار داشته باشد.
تست تأخیر تنها یکی از ستونهای کنترل کیفیت مدارشکن است. این تست در کنار تأیید عایق و دیالکتریک قرار دارد — اگر در حال توسعه یک برنامه تست کامل هستید، توضیح ما درباره تست های-پات جنبه تحمل ولتاژ را پوشش میدهد که به موازات بررسیهای حرارتی و مغناطیسی انجام میشود.
انتخاب تجهیزات کالیبراسیون حرارتی و تست تأخیر
تطبیق میز آزمایش با محصول اهمیت دارد. یک خانواده MCB با حجم متوسط به خوبی توسط یک میز کالیبراسیون نیمهخودکار پشتیبانی میشود؛ یک کارخانه که مدلهای زیادی را تولید میکند از تغییر کارتمحور بهره میبرد تا خط تولید بتواند در عرض چند دقیقه خانوادهها را تغییر دهد؛ و یک کارگاه MCCB یا ACB به میزهای بزرگتر با جریان بالاتر و قاب بزرگتر نیاز دارد که بتوانند به چند برابرهای مورد نیاز برسند. مجموعه کامل این سیستمها از بنلونگ تحت پروژه میز آزمایش کاتالوگ قرار دارد، که شامل میزهای کالیبراسیون حرارتی MCB، میزهای قطع مغناطیسی MCCB، تسترهای آزمایشگاهی یکپارچه و ایستگاههای تست جامع ACB میشود. از آنجا که ترکیب مدلهای هر کارخانه، هدف تولید و زمان چرخه متفاوت است، این میزها معمولاً بر اساس محصول مشتری پیکربندی میشوند و به صورت واحدهای ثابت کاتالوگ فروخته نمیشوند.
نتیجهگیری
کالیبراسیون حرارتی جایی است که یک مدارشکن رتبهبندی خود را کسب میکند. تست تأخیر که آن را تأیید میکند به طور واضح به دو بخش تقسیم میشود: بخش تأخیر طولانیمدت که بیمتال حرارتی را در برابر نقاط اضافهبار IEC 60898-1 تنظیم و بررسی میکند، و بخش تأخیر کوتاهمدت یا آنی که قطع مغناطیسی را بررسی میکند — و این بخش مغناطیسی است که معیارهای عبور منحنیهای B، C و D را متفاوت میسازد. دمای محیط، شکل موج جریان و زمانبندی را درست تنظیم کنید، هر بیمتال را به صورت جداگانه کالیبره کنید، نتایج را ثبت کنید، و نتیجه یک مدارشکن است که دقیقاً در زمان لازم قطع میکند و در زمان لازم نگه میدارد. برای تولیدکنندگانی که این فرآیند را مقیاسبندی میکنند، ترکیب مناسب میزهای کالیبراسیون و تست تأخیر، یک کار کند و وابسته به اپراتور را به مرحلهای تولیدی قابل تکرار و قابل ردیابی تبدیل میکند.
benlong